الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
240
إحياء علوم الدين ( فارسى )
مباحات صرف كند ، نه از توانگرى كه مال را در خيرات صرف كند . زيرا كه او « 390 » با نفس خود مجاهده كرده باشد و آرزوى خود بشكسته و بر بلاى خداى رضا داده ، و اين هر آينه قوّتى اقتضا كند ، و توانگر آرزوى خود را متابعت و شهوت خود را مطاوعت نموده است ، و ليكن بر مباح اقتصار كرده ، و در مباح بىنيازى است از حرام . و ليكن در صبر كردن از حرام هم از قوّتى چاره نيست ، الاّ آن است كه قوّتى كه صبر درويش از آن صادر شود عالىتر و كاملتر از قوّتى باشد كه اقتصار نمودن در تنعم بر مباح از آن صادر شود . و شرف قوّتى راست كه عمل بر آن دلالت كند ، چه اعمال جز براى احوال دل خواسته نشود . و آن قوّت حالتى است دل را كه بر اندازهء قوّت يقين و ايمان مختلف شود . پس چيزى كه بر زيادت قوّت ايمان دلالت كند ، هر آينه فاضلتر باشد . و كل آن چه در آيات و اخبار آمده است از تفضيل مزد صبر بر مزد شكر ، مراد از آن اين مرتبه است على الخصوص ، زيرا كه آن چه در فهمهاى مردمان سابق شود از لفظ نعمت مال است و توانگرى ، و آن چه از لفظ شكر سابق شود آن است كه الحمد للَّه گويد و به نعمت بر معصيت استعانت نكند ، نه آن كه در طاعت صرف كند . پس اكنون صبر فاضلتر از شكر باشد ، اى صبرى كه در فهم عوام مىافتد فاضلتر از شكرى باشد كه در فهم عوام مىافتد . و بدين معنى على الخصوص جنيد - رحمه اللّه - اشارت كرده است ، چون وى را پرسيدند كه صبر فاضلتر يا شكر ؟ وى گفت : مدح توانگر به وجود ، و مدح درويش به عدم نيست ، و مدح هر دو بدان است [ 179 ] كه شروط آن چه بر ايشان است به اقامت رسانند ، پس در آن چه بر توانگر است چيزهايى است كه ملايم صفت او باشد و برخوردارى و لذت دهد ، و در آن چه بر درويش است چيزهايى است كه مولم صفت او بود و قبض و ازعاج كند ، پس چون دو كس شروط آن چه بر ايشان باشد براى خداى اقامت كنند ، كسى كه صفت خود را دردمند كند و از جاى ببرد تمام حالتر از كسى [ است ] كه صفت خود را برخوردارى دهد و به ناز و نعمت بپرورد . كار بر آن جمله است كه گفت « 391 » . و آن درست است در قسم آخر از جملهء اقسام صبر و شكر كه ياد كردهايم ، و او جز آن نخواسته است . و گفتهاند كه أبو العباس بن عطا با او در آن خلاف كرد و گفت : توانگر شاكر فاضلتر از درويش صابر . پس جنيد بر وى دعا كرد ، و او مبتلا شد به كشتن فرزندان و تلف مال و زوال عقل چهارده سال ، و گفتى كه دعاى جنيد به من رسيد . رجوع كرد « 392 » بر « تفضيل درويش صابر بر توانگر شاكر » . و هر گاه كه در معنيهايى نگرى كه ياد كردهايم ، دانى كه هر يكى را از اين دو قول وجهى است در بعضى حالها . چه بسى درويش صابر فاضلتر از توانگر شاكر باشد ، چنان كه گفته شد ، و بسى
--> ( 390 ) درويش صابر . ( 391 ) جنيد . ( 392 ) رجوع كردن ، بازگشتن ، برگشتن .